سيد علي اكبر قرشي

543

مفردات نهج البلاغه ( فارسى )

« سكاكه » هوائيكه بالاى آسمان را ملاقات مىكند ، « السكاكة : الهواء الملاقى عنان السماء » جمع آن سكائك است كه دربارهء خلقت آسمانها فرموده : « انشأ سبحانه فتق الاجواء و شقّ الارجاء و سكائك الهواء » خ 1 ، 40 سپس خداوند سبحان شروع كرد به باز كردن جوّها و شكافتن اطرافها و بالاهاى هوا را . سكون : آرام گرفتن بعد از حركت ، به معنى آرامش باطن و انس نيز آيد ، « سكن » بر وزن شرف آرامش و محلّ آرامش . « سكنية » آرامش قلب و اطمينان خاطر . مصدر است به جاى اسم آيد « مسكنة » فقر . ذلت . درماندگى « مسكين » درمانده . از اين ماده موارد زيادى در « نهج » آمده است . به فرمانده خويش معقل بن قيس رياحى مى نويسد : « و لا تسر اوّل الليل فان اللّه جعله سكنا » نامهء 12 ، 372 در اوّل شب حركت نكن ، خداوند آن را آرامش قرار داده است . دربارهء فقير فرموده : « انّ المسكين رسول اللّه فمن منعه فقد منع اللّه و من اعطاه فقد اعطى اللّه » حكمت 304 فقير فرستادهء خداست هر كه به او چيزى بدهد به خدا داده است و هر كه او را منع كند ، خدا را منع كرده است و نيز فرموده : « مسكين ابن آدم مكتوم الاجل . مكنون العلل . محفوظ العمل . . . » حكمت 419 ، ابن آدم موجود بى چاره‌ايست ، اجلش پوشيده است نمى داند كى خواهد آمد ، علتها در وجودش مكنون است و هر چه مىكند ، محفوظ است و مسئول آن خواهد بود . « استكانت » : خضوع و ذلّت . در صفات مؤمنان فرموده : « انّ المؤمنين مستكينون انّ المؤمنين مشفقون » خ 153 ، 215 ، مؤمنان به خدا خاضعند ، مؤمنان از خدا ترسانند . سلب : گرفتن با قهر « سلبه سلبا : انتزعه من غيره قهرا » استلاب : اختلاس و گرفتن و ربودن . هيجده مورد از اين ماده در « نهج » آمده است . دربارهء فقر و بى چاره‌گى فرموده : « اذا اقبلت الدنيا على احد اعارته محاسن غيره و اذا ادبرت سبلته محاسن نفسه » حكمت 9 چون دنيا به كسى روى آورد خوبيهاى ديگران را به او عاريه مى آورد ( همه او را تحسين كرده و خوبيها را به او نسبت